شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۷۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بوستان تو عشق بلند می گویمچو شبنم از گل روی تو دست می شویم
۲
نمی توان دل مردم ربود و پس خم زدسواد زلف ترا مو بموی می جویم
۳
ز بس که تشنه بوی وفای نایابمبه دستم ار گل کاغذ دهند می بویم
۴
حریف رشک نسیم دراز دست نیمحنای بیعت گل را ز دست می شویم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth