خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایمدر گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم
۲
گر حنظل سپهر به ساغر فشرده اندابرو ترش نساخته بر سر کشیده ایم
۳
در پرده دل است شب و روز عیش مادایم چو غنچه سر به ته پر کشیده ایم
۴
شاخ شکوفه ایم، سبیل است سیم ماچون نوبهار رشته ز گوهر کشیده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲