خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیمشمشیر برق بر جگر مور می زنیم
۲
بر روی تخت دار، مربع نشسته ایممی از شرابخانه منصور می زنیم
۳
تا کی زند ز رخنه دل جوش، آرزو؟مشت گلی به خانه زنبور می زنیم
۴
هر جا کمان موی شکافی به زه کنیممژگان مور در شب دیجور می زنیم
صفحهٔ ۱ از ۲