خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک چشم زدن فرقت می تاب نداریمتا شیشه به بالین نبود خواب نداریم
۲
تا بوسه چند از لب پیمانه نگیریمچون شیشه خالی به جگر آب نداریم
۳
در روز حریفان دگر باده گسارندماییم که می در شب مهتاب نداریم
۴
از حادثه لرزند به خود قصر نشینانما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
صفحهٔ ۱ از ۲