خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشک است درین مزرعه تخمی که فشانیمآه است درین باغ نهالی که رسانیم
۲
گرد سفر از جبهه ما شسته نگرددتا رخت چو سیلاب به دریا نکشانیم
۳
از ما گله بی ثمری کس نشنیده استهر چند که چون بید سراپای زبانیم
۴
در باغ چناری به کهنسالی ما نیستچون سرو اگر در نظر خلق جوانیم
صفحهٔ ۱ از ۴