شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهنبر تن سیمین بران شد از عرق تر پیرهن
۲
از عرق زد ماه کنعان غوطه ها در رود نیلتا ز مستی چاک زد آن سیم پیکر پیرهن
۳
از لطافت معنی نازک نمی آید به چشمکاش آن سیمین بدن می داشت در بر پیرهن
۴
پرتو مهتاب می سازد کتان را تار و مارکی شود پوشیده آن سیمین بدن در پیرهن؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth