خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مجلس رقص است، بر تمکین بیفشان آستیندست بالا کن، گلی از عالم بالا بچین
۲
می توان رفت از فلک بیرون به دست افشاندنیدر نگین دان تا به کی باشی حصاری چون نگین؟
۳
می شود از پایکوبی قطع راه دور عشقچند از تمکین نهی بر پای، بند آهنین؟
۴
پایکوبان شو، ببین در زیر پا افلاک رادست بالا کن، جهان را زیر دست خود ببین
صفحهٔ ۱ از ۴