خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خال را در زیر زلف آن پری پیکر ببینگر ندیدی دانه را از دام گیراتر ببین
۲
می گدازد نور را در چشم حسن بی نقابباده گلرنگ را در شیشه و ساغر ببین
۳
دور از انصاف است پیچیدن سر از سودای ماعذر خواه دست خالی چهره چون زر ببین
۴
از گریبان تجرد چون مسیحا سر برآربیضه خورشید را در زیر بال و پر ببین
صفحهٔ ۱ از ۳