خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۴۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه باشد حاصل مرغ چمن ای گلعذار از تو؟که از گل می خورد صد کاسه خون هردم بهار از تو
۲
مکرر بر سر بالین شبنم آفتاب آمدنشد روشن شود یک بار چشم اشکبار از تو
۳
مرا شرمنده کردی از دل امیدوار خودمبادا هیچ کافر در جهان امیدوار از تو!
۴
شد از سنگینی بیماریم دل نرم دشمن رابه پنهان دیدنی هرگز نگشتم شرمسار از تو
صفحهٔ ۱ از ۳