خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر خود صرف نصیحت ساختم بی فایدهدر زمین شور تخم انداختم بی فایده
۲
چون جرس از ناله بیهوده در این کاروانخویشتن را از زبان انداختم بی فایده
۳
بود وصل کعبه مقصود در بی توشگیمن به فکر زاد، موسم باختم بی فایده
۴
بود در بی خانمانی عشرت روی زمینمن ز آب و گل عمارت ساختم بی فایده
صفحهٔ ۱ از ۳