شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه تبخاله است بر گرد دهان یار افتادهکه گوهرها برون از مخزن اسرار افتاده
۲
کدامین سرو بالا را گذار افتاده بر گلشن؟که از خمیازه دست شاخ گل از کار افتاده
۳
به چین عاریت دامان استغنا نیالایدز بس شمشیر ابروی تو جوهردار افتاده
۴
نگیرد پرده غفلت اگر چشم عزیزان رامتاع یوسفی در هر سر بازار افتاده
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth