شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۷۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا از سینه ای آه سحر بیرون نمی آیی؟سبک چون تیغ ازین زیر سپر بیرون نمی آیی؟
۲
نمی سازند تاج پادشاهان پایتخت توز زندان صدف تا چون گهر بیرون نمی آیی
۳
ز آب شور دریا صلح کن با تلخی غربتکه چون عنبر ز خامی بی سفر بیرون نمی آیی
۴
به یاد عالم بالا ز دل گاهی بکش آهیز زندان تن خاکی اگر بیرون نمی آیی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth