شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۹۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با زلف تو دم می زند از نافه گشاییبی شرمی مشک است ز مادر بخطایی!
۲
از وصل نگیرد دل سودازده آرامدر بحر همان موج کند سلسله خایی
۳
چون گوی شدم بی سروپا تا شوم آزادسرگشتگیم بیش شد از بی سرو پایی
۴
از آینه تردست اگر زنگ زدایدغم هم کند از دل به می ناب جدایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth