خلوتی با صائب
شمارهٔ ۳۰ - در توصیف زایندهرود و پل آن
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زندهرود از جلوه مستانه طوفان میکندپل به آیین تمام امسال جولان میکند
۲
سایبانها میدهد یاد از پر و بال پریپل ز شوکت جلوه تخت سلیمان میکند
۳
این کمر کامسال زرینرود از پل بسته استخانمان زهد را با خاک یکسان میکند
۴
در سر هرکس که زهد خشک چون پل خانه کردحکم ساقی از می روشن چراغان میکند
صفحهٔ ۱ از ۵