خلوتی با صائب
شمارهٔ ۳۴ - در افتتاح پل خواجو
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اصفهان یک دل روشن ز چراغان شده استپل ز آراستگی تخت سلیمان شده است
۲
باده چون سیل ز هر چشمه روان گردیده استکمر پل ز می لعل، بدخشان شده است
۳
از گل و شمع که افروخته و ریخته استکهکشان دگر از خاک نمایان شده است
۴
چون مه عید که گردد ز شفق چهره فروزطاق ها از می گلرنگ فروزان شده است
صفحهٔ ۱ از ۸