خلوتی با صائب
شمارهٔ ۲۷
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صیقلی می شود از زخم زبان سینه مادم شمشیر بود صیقل آیینه ما
۲
بی قدح راه به غیب دهن خود نبریمعالم آب بود خلوت آیینه ما
۳
هر که ناخن به جگرکاوی ما تیز کندماه عیدست به چشم دل بی کینه ما
صفحهٔ ۱ از ۱