شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۴۱

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعل از کان بدخشان، گوهر از عمان طلبگنج از ویران، حضور دل ز درویشان طلب
۲
نیست نعمت را درین دریای بی پایان حسابچون صدف از عالم بالا همین دندان طلب
۳
می کند کار نمک دَر  مَی، تکلف در سلوکخانه را پاک از تکلف کن دگر مهمان طلب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth