خلوتی با صائب
شمارهٔ ۴۱
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لعل از کان بدخشان، گوهر از عمان طلبگنج از ویران، حضور دل ز درویشان طلب
۲
نیست نعمت را درین دریای بی پایان حسابچون صدف از عالم بالا همین دندان طلب
۳
می کند کار نمک دَر مَی، تکلف در سلوکخانه را پاک از تکلف کن دگر مهمان طلب
صفحهٔ ۱ از ۱