شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۷۲

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سبزه خط تو راه دل آگاه زده استاین چه خضرست ندانم که مرا راه زده است
۲
راهزن نیست در آن دشت که من سیارمتا برون رفته‌ام از راه، مرا راه زده است
۳
دامن پاک بود شرط هم آغوشی حسنگل شبنم زده را ره به گریبانش نیست
۴
گر چنین افسون غفلت پنبه در گوشم نهدکاسه سر را خطر از خواب سنگین من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth