خلوتی با صائب
شمارهٔ ۷۵
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به دام زلف آن مشکین کمند افتاده استمرغ بی بال و پری در کوچه بند افتاده است
۲
در حریم خاکساری سرکشی را بار نیستشعله این بزم در پای سپند افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۱
متفرقات