خلوتی با صائب
شمارهٔ ۱۳۵
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس طمع روی دل از مردم خس داشتامید شکرخند گل از چاک قفس داشت
۲
هر کس که درین دایره از ناموران شدمانند نگین چشم به دست همه کس داشت
۳
برگشت ز لب جان به تن خسته دگربارتا روی تو آیینه مرا پیش نفس داشت
صفحهٔ ۱ از ۱