خلوتی با صائب
شمارهٔ ۱۸۶
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خموشی هرکه سر در جیب فکرت میبرددر سخن از دیگران گوی سعادت میبرد
۲
آنچنان کز پنبه میسازند پاک آیینه راخامشی از سینه من گرد کلفت میبرد
۳
مصرع برجسته در هنگامه دلمردگانچون چراغ روز بر پروانه حسرت میبرد
صفحهٔ ۱ از ۱