شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۲۱۱

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده انددلربایی را به آن چشم سخنگو داده اند
۲
از کسی پروا ندارد دیده گستاخ مندر دیار حسن چون آیینه ام رو داده اند
۳
در تمنای لب او بوسه های آبدارمی پرستان بر لب جام و لب جو داده اند
۴
بی حنای بیعت گل نیست دستی در چمنعندلیبان را مگر بیهوشدارو داده اند؟
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth