خلوتی با صائب
شمارهٔ ۲۳۲
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
(غبارم را نسیم ناتوانی دربدر داردغریب کشور طالع چه پروای سفر دارد؟)
۲
(غلط کردم ز بزم او جدا گشتم، ندانستمخمار باده لعلش چه عالم دردسر دارد)
۳
ز نخوت تاج شاهان فتنه ها در زیر سر داردازین باد مخالف کشتی دولت خطر دارد
۴
مخور زنهار از همواری وضع جهان بازیکه این بیدادگر در موم پنهان نیشتر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲