خلوتی با صائب
شمارهٔ ۲۶۴
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیال زلف او در دیده خونبار می زیبدخرام موج در دامان دریا بار می زیبد
۲
ز پیش چشم دل بردن، به زیر چشم دل دادنبه خال گوشه چشم تو ای پرکار می زیبد
۳
به کار گل نبندد اهل دل را هیچ کس زاهدترا تسبیح بر گردن، مرا زنار می زیبد
صفحهٔ ۱ از ۱