خلوتی با صائب
شمارهٔ ۳۳۳
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کردغنچه سان جیب و بغل پرسخن رنگین کرد
۲
زهر چشمش چه عجب گر به تبسم کم شد؟به نمک تلخی بادام توان شیرین کرد
۳
آه ازین عشق ستم پیشه که با چندین سعیدهن تیشه فرهاد به خون شیرین کرد
صفحهٔ ۱ از ۱