شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۳۳۹

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخنی کز دهن تنگ تو برمی‌آیدراز غیب است که از پرده به در می‌آید
۲
از گلستان در و دیوار و ز آیینه قفاستآنچه از حسن تو ما را به نظر می‌آید
۳
آمد کار من و رشته تسبیح یکی استکه ز صد رهگذرم سنگ به سر می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth