شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۳۶۱

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مس وجود مرا درد کیمیا باشدطلای بی غش من درد بی دوا باشد
۲
حصار عافیت من شده است درویشیدعای جوشن من نقش بوریا باشد
۳
ز آشنایی مردم، گزیده هر کس شدکناره گیرد ازان سگ که آشنا باشد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth