خلوتی با صائب
شمارهٔ ۳۶۱
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مس وجود مرا درد کیمیا باشدطلای بی غش من درد بی دوا باشد
۲
حصار عافیت من شده است درویشیدعای جوشن من نقش بوریا باشد
۳
ز آشنایی مردم، گزیده هر کس شدکناره گیرد ازان سگ که آشنا باشد
صفحهٔ ۱ از ۱