خلوتی با صائب
شمارهٔ ۳۶۸
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا که چتر زراندود آفتاب بودهلال عید به اندازه رکاب بود
۲
همان خورم به رگ خواب نیش بیداریاگر چه بسترم از پرده های خواب بود
۳
مزن به شیشه ما سنگ محتسب زنهارکبوتر حرم ما بط شراب بود
صفحهٔ ۱ از ۱