شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۳۷۱

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز درد می دل زهاد با صفا نشودکه چشم آبله روشن به توتیا نشود
۲
پس از فراق، قلم نیست بر شکسته دلانچو نی جدا ز شکر گشت بوریا نشود
۳
جدا فتاده ام از کاروان در آن وادیکه ناله جرس از کاروان جدا نشود
۴
گرفته ای پی طول امل به عنوانیکه هیچ کور چنان پیرو عصا نشود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth