شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۳۸۷

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می خرامید و صبوح از می بی غش زده بودلاله ای بود که سر از دل آتش زده بود
۲
ای مه عید کجا گم شده بودی دیروز؟که کمان ابروی من دست به ترکش زده بود
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth