شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۳۹۸

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟یا بال عندلیب پر این خدنگ بود
۲
از آبیاری عرق شرم، روی اوتا آفتاب زرد خزان لاله رنگ بود
۳
امشب که شوخی هوسش آرمیده بودجان شراب بر لب ساغر رسیده بود
۴
درد طلب بلاست، وگرنه رفیق خضرلب تشنگی خویش در آیینه دیده بود
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth