شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۴۲۴

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بس ادب که یافت دل ما ادیب شدبیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد
۲
بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کنددل شد یتیم تا سخن من غریب شد
۳
بعد از هزار شب که شب وصل داد رویاوقات صرف پاس نگاه رقیب شد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth