خلوتی با صائب
شمارهٔ ۴۲۴
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بس ادب که یافت دل ما ادیب شدبیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد
۲
بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کنددل شد یتیم تا سخن من غریب شد
۳
بعد از هزار شب که شب وصل داد رویاوقات صرف پاس نگاه رقیب شد
صفحهٔ ۱ از ۱