شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۴۴۵

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا صدق طلب خضر من آبله پا بودهر موجه ای از ریگ روان قبله نما بود
۲
از کشمکش عشق رسیدیم به دولتاین اره به فرق سر ما بال هما بود
۳
سر داد به صحرا دل دیوانه ما راآن گنج که در گوشه ویرانه ما بود
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth