شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۴۸۵

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گرد خط نهان شد روی عرق فشانشخط غبار گردید دیوار گلستانش
۲
کوتاه بود دستم تا داشت اختیاریقالب چو کرد خالی شد بهله میانش
۳
آن شوخ پاکدامن تا لب ز باده تر ساختبوی امیدواری می آید از دهانش
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth