خلوتی با صائب
شمارهٔ ۵۵۴
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟پریشان گوی را نتوان ز غمازی زبان بستن
۲
کسی تا چند ریزد خار در چشم تماشایی؟خدا فرصت دهد، خواهیم نخل باغبان بستن
۳
ز پرکاری نظر می پوشد از عشاق سوداییدکان داری است در جوش خریداران دکان بستن
۴
غنیمت می شمارم صحبت گل، نیستم بلبلکه عمرم بگذرد ایام گل در آشیان بستن
صفحهٔ ۱ از ۱