شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۶۰۱

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیغ دو دم بود لب خندان به چشم منشاخ گل است زخم نمایان به چشم من
۲
گشته است از نظاره آن سرو جامه زیبسوهان روح، سرو گلستان به چشم من
۳
صبح دگر شود ز پی خواب غفلتمخالی اگر کنند نمکدان به چشم من
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth