خلوتی با صائب
شمارهٔ ۶۷۲
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیغ دو دم بود لب خندان به چشم منشاخ گل است زخم نمایان به چشم من
۲
گشته است از نظاره آن سرو جامه زیبسوهان روح، سرو گلستان به چشم من
۳
صبح دگر شود ز پی خواب غفلتمخالی اگر کنند نمکدان به چشم من
صفحهٔ ۱ از ۱