شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران راتو پیش چشم و آنگه جای گله زبان را
۲
تا دل ز من ببردی از ناله شب نخفتمای دزد، بشنو آخر فریاد پاسبان را
۳
بگذشت از نهایت بی خوابی من، آریدشوار صبح باشد شبهای بیکران را
۴
اندیشه جهانی بر جان من نهادیوانگه به لاغ گویی اندیشه نیست جان را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth