خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زمانه حله نو بست روی صحرا راکشید دل به چمن لعبتان رعنا را
۲
هوای گل ز خوشی یاد می دهد، لیکنچه سود چون تو فرامش نمی شوی ما را
۳
ز سرو بستان چندین چه می پرد بلبلمگر ندید جوانان سرو بالا را
۴
چو می خوری به سرم نیز جرعه می ریزکه مردمی نبود باده نوش تنها را
صفحهٔ ۱ از ۲