شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک راوی دیده گر صفرا کنم آبی بزن این خاک را
۲
ای دیده کز تیغ ستم ریزی همی خون دمبدمیا جان من بستان ز غم، یا جان ده این غمناک را
۳
ریزی تو خون برآستان، شویم من از اشک روانکآلوده دیده چون توان آن آستان پاک را
۴
زان غمزه عزم کین مکن، تاراج عقل و دین مکنتاراج دین تلقین مکن، آن هندوی بی باک را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth