خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک مانطع حریف پاک شد دامن چشم پاک ما
۲
هر طرفی و قصهای، ورچه که پوشم آستینپردهٔ رازکی شود دامن چاکچاک ما
۳
شاهد مست بیخبر خفته، چه دارد آگهیتا همه شب چه میرود بر دل دردناک ما
۴
گر کُشیم به تیغ کُش، نه به نمودن رختزانکه نباشد این قدر مرتبهٔ هلاک ما
صفحهٔ ۱ از ۲