خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشکفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجاشد وقت عیش دوستان آن لاله و ریحان کجا
۲
هر بار کو در خنده شد چون من هزارش بنده شدصد مرده زان لب زنده شد، درد مرا درمان کجا
۳
گویند ترک غم بگو، تدبیر سامانی بجودرمانده را تدبیر کو، دیوانه را سامان کجا
۴
از بخت روزی با طرب خضر آب خورد و شست لبجویان سکندر در طلب تا چشمه حیوان کجا
صفحهٔ ۱ از ۳