خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرامن و چو کوه شبی، با سحر چه کار مرا
۲
من آستان تو بوسم، حدیث لب نکنمچو من به خاک خوشم، با شکر چه کار مرا
۳
نبینم آن لب خندان ز بیم جان یک رهز دور سنگ خورم، با گهر چه کار مرا
۴
پدر بزاد مرا بهر آن که تو کُشیَموگرنه با چو تو زیبا پسر، چه کار مرا
صفحهٔ ۱ از ۲