خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب راتا نبرد به جادویی جان و دل خراب را
۲
از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگرچاشنیی نمی کنی گوشه این کباب را
۳
از مه و مشتری چرا دست نشوید آسمانکاب بریخت روی تو چشمه آفتاب را
۴
دوش به خواب گوییم در بر من نشسته ایمعذرتی کنم کنون از دل و دیده خواب را
صفحهٔ ۱ از ۲