خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هجر توام کار به جز آه و فغان نیستدر پیش توام دان که زبانم به دهان نیست
۲
بی دوست اگر خلق به جان می زید و سرهم جان و سر دوست که ما را سر آن نیست
۳
سهل است اگر هر دو جهان باز گذارنداز بهر نگاری که چو او در دو جهان نیست
۴
ما زنده بدوییم که جان می رود از مابر وی که به معشوقه زید منت آن نیست
صفحهٔ ۱ از ۲