خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرم دل آن کس که به رخسار تو دیده ستیا زان لب شیرین سخن تلخ شنیده ست
۲
زان زلف مسلسل که همه برشکند باداز روی تو بنگر که در ان زیر چه دیده ست
۳
بر قافله صبر مرا نیست ولایتامروز که مژگان تو لشکر نکشیده ست
۴
این اشک به چشم من از آن جای گرفته ستکاندر طلب وصل تو بسیار دویده ست
صفحهٔ ۱ از ۲