شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشتیاد می‌کردم از آن شب‌ها که در یاری گذشت
۲
خواب هم ناید گهی تا دیدمی وقتی، مگرزان شب فرخ که با یارم به بیداری گذشت
۳
بر درش سودم همه شب دیده و چشم مراعزتی بود، ار چه بر خاک درش خواری گذشت
۴
مردمان گویند چونی در خیال زلف اوچون بود مرغی که عمرش در گرفتاری گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth