خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ما را عزم رایی دیگر استباز در بند جفایی دیگر است
۲
در نظر می آیدم گلها بسیچون کنم آن روی جایی دیگر است
۳
گر یکی چشمم به رویش روشن استخاک پایش توتیایی دیگر است
۴
ساقیا، می ده که بر یاد لبتبامی امروزم صفایی دیگر است
صفحهٔ ۱ از ۲