خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد آن یاری که در دل جای اوستراحت جان صورت زیبای اوست
۲
آشنایی تازه کرد این سرکه اوز آشنایان قدیم پای اوست
۳
یک قبا جانم که از تن رفته بوددیدم آنگه در ته یک تای اوست
۴
لذت خو کرده خود باز یافتدل که بد خو کرده حلوای اوست
صفحهٔ ۱ از ۲