شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن ترک نازنین که جهانی شکار اوستدلها اسیر سلسله مشکبار اوست
۲
اندیشه نیست گر طلب جان کند زمناندیشه من از دل نااستوار اوست
۳
بادا بقای زلف و رخ و قامت و لبشیک جان من که سوخته هر چهار اوست
۴
آن ناخدای ترس، همه روز مست نازدیوانه چو من همه شب در خمار اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth